سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
406
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)
حروفى است كه اصل ساختمان فعل را تشكيل مىدهند همچون : ض ، ر ، ب در ضرب و ن ، ص ، و در نصر . مؤلّف گويد : از كلام شارح اينطور استفاده مىشود كه صفت آنست كه هم معناى فعل و هم حروف آن را داشته باشد بنابراين كلمهاى كه تنها معناى فعل را در برداشته باشد همچون « هذا » كه به معناى « اشير » بوده يا رويد كه به معناى « امهل » مىباشد صفت نبوده و از جوامد به حساب آمده لاجرم از ضمير رابط خالى و مجرّد هستند . سپس در ذيل « فارغ » مىگويد : يعنى خبر جامد از ضمير خالى مىباشد . و اين البتّه رأى اهل بصره است و دليلشان اينستكه : متحمّل بودن خبر بضمير فرع براينستكه بتواند اسم ظاهر را بنابر فاعليّت رفع دهد و اين معنا منحصرا در فعل و آنچه به معناى آن هست مىباشد . ولى اهل كوفه معتقدند كه خبر جامد مشتمل برضمير بوده همانطوريكه مشتقّ اينطور است . خبر مشتقّ و حكم آن مصنّف گويد : و اگر خبر مشتقّ باشد پس صاحب ضميرى است كه در آن مستكن مىباشد . شارح گويد : مقصود اينستكه : اگر خبر مفرد مشتقّ يا مأوّل به آن بود حتما مشتمل برضميرى است كه بمبتداء برگردد . خبر مشتقّ مانند : زيد ضارب كه ضمير « هو » در « ضارب » مستتر بوده و به زيد راجع است .